محــــــراب نور

فيلمهای خر الزماني

قسمت اول

در سال‌هاي دهه‌هاي 1930 و 1940 در سينماي آمريكا گاهي حضور پيدا و ناپيداي ذات الهي را شاهد هستيم كه مثلاً در فيلم ((جبرييل بر فراز كاخ سفيد)) (1933) جبرئيل به كمك رئيس‌جمهور آمريكا مي‌شتابد و مسائل مملكت را حل و فصل مي‌كند و در فيلم «صداي بعدي كه مي‌شنويد» (1949) خداوند به كمك انسان آمده و زندگي‌اش را تغيير مي‌دهد.
مسئلة پايان كار دنيا بر اثر نابودي كرة زمين و از ميان رفتن حيات از همان دوران در فيلم‌هاي سينمايي و در گونة علمي ـ تخيلي مطرح بود و تا اواخر سال‌هاي دهة 1970 اين مسئله ناشي از پرداختن به دانش و فناوري انرژي هسته‌اي و استفاده از بمب اتم بود كه در نهايت امري خطرناك و نابودكننده محسوب مي‌شد و به جز كشورهاي بسيار پيشرفته و شاخص (منظور آمريكا و تاحدي هم انگلستان و فرانسه) ، هيچ كشوري را براي پيگيري اين مسائل مجاز نمي‌دانست.
پايان دنيا يا تهديد به اين رويداد براي بشر همواره مسئله‌اي هولناك به صورت تصويري يا مكتوب مطرح شده است. و براي فيلم‌سازان تا سال‌هاي اواخر دهة 1970 مسئله‌اي پيچيده و با نگرش‌هاي متفاوت بوده است. بعضي‌ها آن را به خاطر دخالت يك پيشوا يا برگزيدة ديني براي نجات بشر يا نفوذ بر انسان‌ها نگريسته‌اند كه در داستان جنبة نشانه‌ها و علايم الهي بوده است، و گروهي از فيلم‌سازان نيز اين رويداد را امري محتمل دانسته‌اند و با كمك تمهيدات ويژه و فيلم‌هاي مستندي كه از مصائب طبيعي گرفته شده بود فيلمي را با درون‌مايه‌اي جذاب ارائه كرده‌اند. از همان سال‌ها سينماي علمي ـ تخيلي به مسائل مذهبي و الهي نيز نگاهي ويژه داشت. پايان دنيا در اين فيلم‌ها گاهي به واسطة وجود هيولاهاي ساختة دست بشر، در افتادن انسان با طبيعت، انفجارهاي اتمي شديد، كشف مناطق ناشناخته و مسائل نظير آن بود. گاهي ريشة مصيبت پايان يافتن دنيا به خارج از زمين مربوط مي‌شد ولي چنانچه اشاره شد در بعضي‌ فيلم‌ها گاهي مشيت الهي بر آن قرار مي‌گرفت كه كرة زمين به طور كامل در معرض نابودي قرار گرفته و گاهي هم در لحظة آخر نجات مي‌يافت. در اكثر فيلم‌هاي علمي ـ تخيلي، پايان دنيا و داوري نهايي يا روز قيامت عباراتي مترادف يكديگر بودند.
نخستين استفاده از اين درون‌مايه در فيلم تجربي «مرگ خورشيد» (ژرمن دولاك ـ 1920) ديده مي‌شود. فيلم‌هاي مذهبي مانند «كشتي نوح» (مايكل كورتيز ـ 1929) و فيلم‌هاي مذهبي بعدي به صورت مستقيم و غيرمستقيم حضور خداوند را در زندگي بشر ارائه دادند.
در سال‌هاي دهه‌هاي 1930 و 1940 در سينماي آمريكا گاهي حضور پيدا و ناپيداي ذات الهي را شاهد هستيم كه مثلاً در فيلم «جبرييل بر فراز كاخ سفيد» (1933) جبرئيل به كمك رئيس‌جمهور آمريكا مي‌شتابد و مسائل مملكت را حل و فصل مي‌كند و در فيلم «صداي بعدي كه مي‌شنويد» (1949) خداوند به كمك انسان آمده و زندگي‌اش را تغيير مي‌دهد.
دهة پنجاه
دهة 1950 با نوعي تضاد در مسائل اجتماعي ايالات متحده
 آغاز شد. در حالي كه همة كشورهاي غربي صلح را مطرح مي‌كردند جنگ كره آغاز شد و به مدت 3 سال ادامه يافت. از يك طرف براي اقشاري از اجتماع ثروت و امكانات فراواني وجود داشت و از سوي ديگر فقر و محروميت بي‌داد مي‌كرد.
همه به بيان آزادي
 مي‌پرداختند در حالي كه تبعيض نژادي عده‌اي زياد را به ستوه آورده بود و در حالي كه آرامش نسبي بر همه جا حاكم بود ولي ترس از جنگ اتمي، آن هم از سوي شوروي سابق مردم را به شدت تحت تأثير قرار داده بود. در دبستان‌ها يا دبيرستان‌ها درساعاتي معين كودكان و نوجوانان مقابله با بمباران اتمي را تمرين مي‌كردند. آن‌ها به زير ميز يا نيمكت پناه مي‌بردند و در فضاي باز از كف زمين و كنار ساختمان‌ها استفاده مي‌كردند. در آن سال‌ها كه در واقع آغاز جنگ سرد بين دو ابر قدرت شرق و غرب به شمار مي‌رفت، جامعه آمريكا و اروپا دست‌خوش مسائل جديدي مانند جنبش حقوق شهروندان، زندگي در اطراف شهرها، نسل جديد جوانان سركش و موسيقي پاپ ويژه آن‌ها، فرهنگ اشتراكي، رقص راك اندرول و ظهور تلويزيون شده بود و اين‌ها همه علائم دهة پنجاه بودند. پس از پايان جنگ جهاني دوم آمريكا و شوروي نسبت به هم مظنون شدند و در واقع از هم مي‌ترسيدند. هر يك از آن‌ها دربارة پيشرفت آيندة دنيا عقايد مخصوصي داشتند. رهبران كمونيست ظاهراً مبارزات طبقاتي و اصل برابري تمام انسان‌ها سهيم بودن در مالكيت و عدم تمركز قدرت در حكومت مركزي را دنبال مي‌كردند و مي‌خواستند كه انقلاب و نظام كمونيستي همه‌جاگير شود. در حالي كه آمريكاييان كه پيرو نظام سرمايه‌داري بودند، كشورهاي كمونيستي را زندان بزرگي مي‌دانستند و هدف آن‌ها جلوگيري از گسترش كمونيسم بود. آن‌ها از حملة ديگري واهمه داشتند و همين، طرز تفكر جنگ سرد را به وجود آورد. ارتش آمريكا به بهانة جلوگيري از پيشروي‌هاي روسيه در اروپاي غربي ماندگار شد. آمريكا ثروتمندترين قدرت جهاني بود و مي‌توانست سلاح و لشكر براي دفاع از كشورهاي اروپاي غربي در اختيار آن‌ها بگذارد و مهم‌تر از همة آن‌ها تنها كشوري بود كه قوي‌ترين سلاح شناخته شده يعني بمب اتم را در اختيار داشت. گرچه روسية شوروي سربازان بيشتري در اختيار داشت ولي هيچ‌گاه جرأت حمله به خود نمي‌داد چون آمريكا مدعي بود كه مي‌تواند تمام شهرهاي روسيه را به وسيلة اين بمب با خاك يكسان كند.
((هاري ترومن)) رئيس‌جمهور آمريكا نيز كمونيسم را نيروي اهريمني مي‌دانست كه قادر بود آزادي فردي را سركوب كند. او در سخنراني‌هايش به مردم قول مي‌داد كه در همه جا از «مردم آزاد جهان» حمايت كند و اين خود يك شگرد سياسي آمريكا به شمار مي‌رفت. طرح مارشال نيز كه توسط وزير خارجة آمريكا اعلام شد، نيز همچون كمربندي تعدادي كشور غيركمونيستي را كه جزء پرده آهنين كمونيسم نبودند، در برگرفت بعد هم ناتو يا پيمان آتلانتيك شمالي را تشكيل دادند كه مركز آن فرانسه بود. قبل از سال 1951 جنگ كره پيش آمد كه آمريكا به نفع كرة جنوبي در برابر كرة شمالي ظاهراً براي جلوگيري از تسلط كامل كمونيست‌ها بر تمام خاك كره به عنوان نيروهاي سازمان ملل وارد جنگ شد و حتي تا مرز چين پيش رفت. فرماندة آمريكايي نيروهاي سازمان ملل كه ژنرال مك آرتور قهرمان جنگ جهاني دوم بود قصد داشت پايگاه‌هاي جنگي چين را در منچوري بمباران كند. اوضاع بسيار بحراني شد و مجدداً بحث درگيري با شوروي و استفاده از بمب اتم مطرح شد اما به دستور «ترومن» ژنرال مك آرتور را اخراج كردند و مذاكرات صلح در سال 1952 آغاز شد.
آمريكايي‌ها توانستند از جنگ سرد آسيا،
  براي خود كشورهاي دوست به دست آورند و در برابر گسترش كمونيسم از منطقه دفاع كنند به اين اتحاد عنوان سازمان پيمان جنوب شرقي آسيا يا «سيتو» اطلاق شد و آمريكا‌يي‌ها با كشورهاي خاورميانه در اين مورد متحد شدند. منظور اصلي آن بود كه دور مرزهاي جنوبي شوروي يك سلسله پايگاه‌هاي نظامي ساخته شود تا از گسترش كمونيسم به جنوب جلوگيري كنند و از مخازن نفت كه مورد نياز كشورهاي غربي بود، حفاظت كنند.
ماهنامه موعود شماره۶۸

   + محراب نور ; ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٩ فروردین ،۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()

فرمانده جنگهای صليبی

اکنون که چند وقتی است از نمایش فیلم ۳۰۰ می گذرد و من مناسب دیدم این مطلب را که حدود یک سال است می خواهم بنویسم و به دنبال بهانه ای می گردم را بنویسم.

اولین فرمانده اروپایی‌ها‌ در جنگ‌های صلیبی، «گودوآدوبویون»، بعد از تصرف قدس در گزارش خود خطاب به پاپ  می‌نویسد: «اگر می‌خواهید بدانید با دشمنانی كه در اورشلیم به دست ما افتادند چه معامله‌ای شد همین قدر بدانید كه كسان ما در رواق سلیمان و معبد، در لجه‌ای از خون مسلمانان می‌تاختند و خون تا زانوی مركب‌ها می‌رسید.»

زمین سنگی مسجد و محدوده حرم الشريف، مانع فرو رفتن خون كشته‌ها می‌شده و فرمانده صلیبی در گزارش خود اغراق نكرده است. احتمالا گردن زدن هزاران نفر از مردم شهر می‌توانسته چنین منظره‌ای را به وجود بیاورد، ضمن اینكه تواریخ و شاهدان دیگری هم عینا ماجرا را همین‌طور نقل كرده‌اند.

فرمانده صلیبی در گزارش خود به پاپ اروبانوس دوم، این‌گونه ادامه می‌دهد:  «تقریبا ده هزار نفر مسلمان در معبد قتل عام شدند و هركس در معبد می‌‌رفت تا بند پایش خون می‌گرفت؛ از كفار هیچ كس جان به سلامت نبرد، حتی زنان و اطفال را كشتیم. پس از كشتار نوبت به غارت خانه‌ها رسید، كسان ما چون از خون ریزی سیر شدند به خانه‌ها ریختند و هرچه به دستشان افتاد ضبط كردند. هر كس وارد خانه‌ای می‌شد آنرا ملك طلق خود می‌شمرد، و این رسم چنان جاری و ساری بود كه گویی قانونی بود كه باید مو به مو رعایت شود.»

این جنایات را مقایسه کنید با بازپس‌گیری شهر توسط صلاح‌الدین ایوبی و رفتار مسلمانان با مسیحیان که در تاریخ نقل شده که هنگام ورود سپاه مسلمانان آزاری به احدی از مردم شهر نرسید. اخیرا پاپ بندیکت شانزدهم در سخنرانی خود که مکالمه بین امپراتور مانوئل دوم یکی از امپراتوران بیزانس و یک دانشمند ایرانی را نقل قول می‌کرد، با طعنه به مسلمانان، گفت: برای مبارزه در راه ایمان، باید روش مسالمت آمیز را انتخاب کرد چراکه گسترش مذهب از طریق شمشیر بر خلاف ذات خداوند است.

پاپ با اشاره به بخش دیگری از این مکالمه که در سال 1391 میلادی شکل گرفته بود، گفت: ایمان میوه روح است، نه بدن. اگر کسی می‌خواهد کسی را ارشاد کند، احتیاج به توانایی سخنوری و طرز فکر صحیح دارد‌، نه خشونت و جنگ.

پاپ اظهار داشت: برای ارشاد آدم‌ها به زور بازو و خشونت احتیاجی نیست. آیا منطقی است که به نوعی برای اشاعه دین عمل کنیم که با ذات خدا، متناقض است؟

او با اشاره به رابطه و چگونگی اسلام و مسیحیت، ادامه داد: مسیحیت به شدت با برهان و منطق در ارتباط است و مخالف كسانی است كه معتقد به گسترش عقاید خود از طریق زور شمشیر هستند.

وی هم‌چنین با استفاده از واژه‌هایی نظیر «جهاد» و «جنگ مقدس» در سخنرانی خود افزود: خشونت با فطرت خدایی و معنویت در تضاد است.

پاپ در پایان سخنانش مجددا به نقل از مانوئل دوم گفت: به خاطر وسعت منطق و برهان است كه ما دوستان خود را به گفت و گوی فرهنگ‌ها دعوت می‌كنیم! با نگاهی به سخنان پاپ و مرورری کوتاه بر تاریخ، از آنچه در جنگ‌های صلیبی گذشته است، و همچنین بزرگ‌ترین جنگ‌های تاریخ بشر، جنگ جهانی اول و دوم، که هر دو در اروپا و در میان مسیحیان و در قرن بيستم رخ داده، آیا نمی‌توانیم به پاپ بندیکت توصیه کنیم که دست از نصيحت مسلمانان برداشته و کمی هم تاریخ مطالعه کند؟ 

این سطور را با خبری که هم اکنون به دستم رسید به پایان می‌رسانم، هر دم از این باغ بری می‌رسد: 

افشای یك سند سری از واتیكان به وسیله «بی.بی.سی»، كلیسای كاتولیك را با بحران جدی روبه‌رو كرده است. محور اصلی خبرهای رسانه‌های غربی، در این روزها، اختصاص به انتشار سندی دارد كه در آن، واتیكان به همه كلیساها دستور داده است در صورت مشاهده تجاوز یا آزار جنسی كودكان به وسیله كشیش‌ها، بر آن سرپوش گذاشته و در صورتی‌كه كسانی قصد افشای چنین تجاوزات و اعمال خلاف اخلاقی را داشته باشند، با تهدید به خروج آنان از دین مسیحیت، جلوی انتشار چنین مطالبی را بگیرند...

 

 

   + محراب نور ; ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٩ فروردین ،۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()

توبه و شرايط آن

یکی از دوستان عزیز و خواننگان وبلاگ از ما خواسته بود درباره ی توبه بنویسیم که ما هم با وجود اینکه در گذشته درباره این موضوع نوشته بودیم به خاطر این دوست عزیز دویاره در باره این موضوع نوشتیم.

اين سؤال از چند جهت مورد بحث قرار مي دهيم .
1
ـ معناي لغوي و شرعي توبه. 2 ـ شرايط قبولي توبه. 3 ـ آثار شكستن توبه.
به معناي لغوي توبه يعني رجوع و بازگشت و از معناي شرعي يعني دوري و ترك گناه از آن جهت كه زشت است و پشيماني از آنچه مرتكب شده است و تصميم راسخ بر اجتناب از سركشي و جبران گذشته.[1]و امّا شرايط قبولي توبه چند چيز است الف ـ پشيماني از آنچه كرده است و احساس خسران نسبت به گذشتة خود: يعني اينكه در انسان يك انقلاب دروني نسبت به گذشته ايجاد شود و يك قيام و توجه در انسان بوجود آيد و يك جرقّه‌اي در دل او بزند و متوجه باشد كه از كجا آمده و براي چه آمده و كجا خواهد رفت. ب ـ تصميم جدي و اساسي بر ترك گناه و عدم بازگشت به آن: وقتي انسان از گذشتة خود پشيمان شد بايد اراده و عزم قوي بر ترك گناه داشته باشد و بين خود و خداي خود پيمان ببندد كه ديگر سراغ گناه و معصيت و ظلم و حق‌كشي نرود و تصميم بگيرد گذشته را جبران كند و دلش را از پليدي و پستي پاك كند و صفا و نورانيّت از آن ايجاد كند و وظيفة بندگي را به نحو احسن انجام دهد. ج ـ حقوق مردم را اگر ضايع كرده جبران كند و حق مردم را بپردازد و يا حلاليت بطلبد: گاهي انسان از رابطه با مردم و همنوعان است و حق آنها را ضايع كرده است يا ظلم و ستمي به آنها نموده است كه بايد آنها را جبران كند و اگر بدهكار است بپردازد و اگر غيبت كرده و يا تهمتي زده است حلاليت بطلبد. خلاصه اينكه استغفار عملي داشته باشد و فقط زباني نباشد. قرآن كريم مي‌فرمايد: « الا الذين تابوا من بعد ذلك و اصلحوا فان الله غفور رحيم» (مگر كساني كه بعد از گناه توبه كنند و خودشان را اصلاح كنند و گذشته را جبران كنند بدرستي كه خداوند غفور و رحيم است.)[2]
د ـ اداء حقوق الهي: اگر بر گردن انسان حق الهي است بايد انجام دهد و آنرا جبران كند اگر نماز يا روزه يا حجّ بجا نياورده است قضاء كند و بجا بياورد و جبران مافات كند و اگر انسان به زنان توبه كند و حقوق الهي را اداء نكند و گذشته را جبران نكند فايده‌اي ندارد، پس بايد عمل صالح انجام دهد تا گذشتة او آمرزيده شود. قرآن كريم مي‌فرمايد: « ان الحسنات يذهبن السيئات و ذلك ذكري للذاكرين »[3] ( بدرستي كه خوبيها و اعمال صالح، بديها را از بين مي‌برد. و اين تذكّري براي تذكر يا‌بندگان است.)[4]
هـ ـ از گناهان گذشته كه قابل جبران عملي نيست استغفار كند: بعضي از گناهان قابل جبران عملي نيست و بايد استغفار كرد و طلب عفو و بخشش نمود مانند چشم چراني، دروغ، زنا، و كارهاي خلاف ديگر كه جبران عملي ندارد و بايد از صميم قلب پشيمان شده و طلب عفو نمود.[5]
خلاصه اينكه اگر اين پنج شرط را رعايت كند توبه‌اش پذيرفته مي‌شود و خداوند وعده داده است تا گناه و عذر پشيمان شوندگان و نادمان را بپذيرد و خداوند بسيار مهربان و با گذشت است.
و امّا قسمت آخر سؤال، و ان اينكه انسان وقتي توبه كرد بايد سعي كند توبه‌اش را نشكند و مواظب باشد ولي اگر خداي ناكرده دوباره گناه كرد باز توبه كند و استغفار كند و اميدوار به رحمت خداوند باشد باشد و از درگاه الهي مأيوس نشود البته نبايد طوري باشد كه گناه را سبك بشمارد و هر كاري را انجام دهد و بگويد توبه مي‌كنم زيرا احتمال دارد موفق به توبه نشود و مرگ انسان فرا برسد و اجل كسي را خبر نمي‌كند و ديگر اينكه در مواقع خاصي توبه پذيرفته نمي‌شود پس بايد مواظب باشيم معصيت نكنيم و شيطان ما را گمراه نكند و اگر خداي ناكرده گول شيطان را خورديم بلافاصله توبه كنيم و گذشته را جبران نمائيم.
منابع براي مطالعة بيشتر
1
ـ توبه از قرآن و سنت، علي رضا حسني.
2
ـ توبه كنندگان، ابو محمد موفّق الدين اين قرار المقدسي ـ ترجمه دكتر محمود محمودي دامغاني.
3
ـ داستان پشيمان شدگان، محمد مهدي مرتضوي لنگرودي، قم، نشر علامه.
اي يك دلة صد دله، دل يك دله كُن مهر دگران را ، ز دل خود بله كُن
يك صبح به اخلاص بيا بر در ما بر نايد اگر كام تو، از ما گله كُن


[1]. عبدالله جوادي آملي، تفسير موضوعي قرآن.
[2].
آل عمران، 83 .
[3].
هود، 116 .
[4].
محمد تقي مصباح يزدي، بردرگاه دوست.
[5].
مؤسسه البلاغ، توبه، ترجمه حسين بيرشك.

   + محراب نور ; ٩:۳٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٠ فروردین ،۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()

کمیاگران عشق

می گن شب قبل از عملیات بود که رودخانه به شدت زیر آتش دشمن بود و به بچه گفته بودند که تیمم کنند زیرا اگر برای وضو به کنار آب بروند احتمال شهادتشان وجود دارد در آن شب حضرت آیت الله جوادی آملی نیز به منطقه آمده بود برای افزایش روحیه بچه ها که ناگهان یک پسر بچه ی دوازده، سیزده ساله به طرف رود راه افتاد تا وضو بگیره و بچه های گردان هر کاری کردند که جلوش رو بگیرند نتوانستند و دست به دامن آیت الله جوادی شدند و آفا هم به آن پسر  گفت که نیازی نیست وضو بگیری تیمم کافی است و آن پسر با یک نگاه عمیق به آیت الله گفت می خواهم نماز آخرم را با حال بخوانم و بعد از وضو نماز خواند و در عملیات شهید شد.  

و خوش به حال آنان که یک شبه راه صد ساله می روند که نه سیر می کنند و به قول حافظ:

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند            آیا شود که گوشه ی چشمی به ما کنند

   + محراب نور ; ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٧ فروردین ،۱۳۸٦
    پيام هاي ديگران ()