محــــــراب نور

سفيانی

نشانه هاي ظهور امام زمان

1)قيام سفياني   2)قيام عوف سلمي   3)قيام يماني  4)قيام سيد هاشمي  5)قيام سيد خراساني   6)قيام نفس زكيه     7)بانگ آسماني

كه انشاالله هر كدام به ترتيب بيان خواهد شد.

 1)   قيام سفياني:  سفياني از تبار ابوسفيان و از خاندان اموي است، نام پـدرش عنبسه و مـادرش از خـاندان كلب است او از اهالي دمشق مي باشد و خود را صاحب حق مي داند و بالاخره طبق وصيت اجدادش روزي براي احقاق حق قيام خواهد كرد كه اين قيام ناميمون او قبل از قيام حضرت مهدي(عج) از امور حتمي است.

در همين رابطه امام جعفر صادق (ع) فرمودند: ما و خاندان ابوسفيان، دو خانداني هستيم كه همواره با يكديگر در ستيز بوديم؛ ما مي گفتيم: خدا راست گفته است و آنان مي گفتند: دروغ گفته است! ابوسفيان با رسول اكرم(ص) جنگيد،معاويه با حضرت علي(ع) جنگيد،يزيد با امام حسين(ع) جنگيد و سفياني هم با حضرت قائم(ع) مي جنگد.

امير مومنان(ع) فرمودند: خروج سفياني حتـمي است و خـروجش در مـاه رجب خواهـد بود، به سـرزمين آسايش و آرامش وارد مي شود و بر فراز منبر آن ((دمشق)) قرار مي گيرد.

 و همچنين فـرمودند: نشانة خـروج سـفياني اين است كه خسفي در سـمت غرب مسجد دمـشق به وجـود مي آيد و ديوار مسجـد فرو مي ريزد و زلـزله اي مي شود و قــريه اي به نام ((جـابيه)) در جنـوب دمشق خسف مي شود، اين واقعه پس از خارج شدن مغربي و سپاهيانش از شام اتفاق مي افتد.

 كه برطـبق روايات سپاهـيان سفياني در زمين فرو مي روند و آن ملعون با خبر شده و با يكصد و هفتاد هزار جنگجو حركت مي كند و در كنار درياچه طبريه فرود مي آيد و حضرت مهـدي(ع) به سوي او حركت مي كند و در كنار درياچه طبريه بر او مي تـازد و در كمتر از يـك سـاعت همه سپاهـيانش  همگي هـلاك مي شوند و فقط آن لـعـين مي ماند كه به وسيلة حضرت قائم(عج) دستگير شده و در كنار دريـاچة طـبريه در زير درختـي كـه شـاخه هايش به روي درياچه بال گشوده سر مي برد و سپس شام را تحت تسلط در مي آورد.

_ كه به راستي وعدة خدا محقق مي شود كه ((جاءَ الْحَقْ وَ زَهَقَ الباطِلُ...))  

منبع کتاب:((رسالت جهانی حضرت مهدی تاليف گل محمدی آرمان)) 

 

   + محراب نور ; ٥:۱٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۳۱ فروردین ،۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()

آخرالزمان

اديان در آخرالزمان

 همه اديان معتقدند در آخر الزمان بشر فطراً در رابطه با اخلاق و امور معنوي در سير نزولي به سر مي برد و خود به تنهايي نمي تواند به اين انحطاط پايان بخشد مگر اينكه يك شخصيت آسماني بلند مرتبه كه از مبدا وحي سرچشمه مي گيرد ظهور كند و جهان را از جهل، تاريكي، ظلم، ستم و... رهايي بخشد.

از روزگاران كهن داستان ظهور مصلح در آخرالزمان مبناي اصولي داشته و انبياي الهي آن را متذكر شده اند، از جمله زرتشتيان آن را ((سوشيانس))، هندوها((برهمن كلا))، يهوديان((يوشع))، مسيحيان((مسيح و پسر انسان)) و بالاخره مسلمانان نجات دهنده خويش را ((قائم)) قيام كننده و ((مهدي)) هدايت كننده مي نامند.

 احاديثي درباره آخرالزمان

امام صادق(ع): دلها را قساوت مي گيرد، زمين پر از ستم مي شود، كشتارها به قدري فراوان مي شود كه مادران از آوردن اولاد غمگين مي شوند و زنان عقيم از نازايي خود خوشحال مي شوند، در آستانه ظهور او(مهدي) فتنه سختي است كه براي اهل باطل امتحان بزرگ و انتقام خداوندي است.

همچنين اين امام بزرگوار در جايي ديگر فرمودند: مي بيني كه پيروان اديان تحقير مي شوند و هر كس آدم دينداري را دوست داشته باشد به همين جرم مورد تحقير قرار مي گيرد.

و همچنين فرمودند: براي مردم روزگاري فرا مي رسد كه تنها همّ و غمشان شكم آنان، تجملات زندگي شرف آنان، همسرانشان قبله آنان، درهم و دينارشان دين آنان، آنان بدترين خلايق هستند، براي آنان در نزد خدا ارج و مقامي نيست.

و در جايي ديگر فرمودند: در آن زمان ربا شايع شود، كارها با رشوه انجام مي يابد، مقام و ارزش دين تنزل كرده و دنيا در نظر آنان ارزش پيدا مي كند.

امام محمد باقر(ع):  تقوا كم و حرص بسيار مي شود، مومن سكوت مي كند؛ زيرا از او پذيرفته نمي شود، درغگو، دروغ پردازي مي كند و كسي به او اعتراض نكرده و سخنش را رد نمي كند، فاسق و فاجر با كارهاي ناشايست و نامشروعش ستايش شده و كسي رد نمي كند.

امير المومنين(ع) در اين مورد فرمودند: زمين پر از جور و ستم مي شود، تا جايي كه كسي نتواند نام خدا را به زبان جاري كند مگر در پنهاني! آنگاه خدا قوم صالح و شايسته اي را مي آورد كه زمين را پر از عدل و داد نمايد.

در مورد اين حديث بايد گفت: در عصر حاضر اين شرايط در بسياري از كشورها مشاهده مي شود مانند منع حفظ حجاب و هر گونه نشانه مذهبي.

پيامبرو ائمه معصومين (عليهم السلام) در مورد ديگر اوصاف  آخرالزمان مي فرمايند:

((مرد را براي پوشيده نگه داشتن همسرش سرزنش مي كنند!))

((مرداني كه از زنان اطاعت كنند هلاك مي شوند))

 ((مرد از همسرش اطاعت مي كند ولي از پدر و مادرش نافرماني مي كند و براي به هلاكت رساندن برادرش تلاش مي كند، به همسايه اش ستم روا مي دارد و پيوند خويشاوندي را قطع مي كند-در چنين اوضاعي- صداي فاجران بلند مي شود))

((دين كم ارج ميشود ودنيا ارزش فراوان پيدا مي كند))

((براي امت من زماني پيش مي آيد كه اگر كسي بر آئين خود آستوار باشد، همانند كسي است كه آتش گداخته اي را با دست بگيرد))

((هنگامي كه قرآن به صورت آهنگي تو خالي درآيد كه با زبان خود آن را تكرار كنند))

((چگونه شود حال شما هنگامي كه دين بازيچه شود، هوس آشكار گردد، كعبه طعمه حريق شود، ساختمان ها مرتفع شود و برادران دچار اختلاف شوند.))

 

   + محراب نور ; ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٩ فروردین ،۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()

قضاوت درباره عايشه!؟؟؟

قضاوت درباره عايشه، از مسائلى است كه شيعه و اهل سنّت در آن اختلاف نظر دارند. بنابراين به نظر مى‏رسد قرآن كريم (كه مورد اتفاق فريقين است) و احاديث قطعى و متواتر (كه حجيّت آنها قابل انكار نيست) بهترين راه براى بررسى چنين مسأله‏اى باشد.

براى رسيدن به نتيجه مطلوب، بايد به سه سؤال پاسخ دهيم:

1- آيا تنها همسر پيامبر بودن، مى‏تواند دليل شرافت و فضيلت يك زن باشد، يا اين كه ممكن است زنى همسر پيامبر باشد و در عين حال پليد و معصيت كار باشد؟

2- آيا در بين زنان پيامبر اكرم (ص)، زن مذموم و معصيت كار بوده است، يا اين كه همه زنان پيامبر (ص) شايسته و نيكوكار بوده‏اند؟ 3- به فرض اين كه بعضى از زنان پيامبر (ص) مذموم بوده باشند، آيا عايشه از آن دسته بوده است يا نه؟ الف) قرآن كريم مى‏فرمايد: يا نِساءَ اَلنَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ اَلنِّساءِ إِنِ اِتَّقَيْتُنَّ اى زنان پيامبر شما مانند ساير زنان نيستيد (يعنى برتريد) اگر تقواى الهى پيشه كنيد،(1) و نيز مى‏فرمايد: يا نِساءَ اَلنَّبِيِّ مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ يُضاعَفْ لَهَا اَلْعَذابُ ضِعْفَيْنِ وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اَللَّهِ يَسِيراً وَ مَنْ يَقْنُتْ مِنْكُنَّ لِلَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تَعْمَلْ صالِحاً نُؤْتِها أَجْرَها مَرَّتَيْنِ وَ أَعْتَدْنا لَها رِزْقاً كَرِيماً اى زنان پيامبر هر كدام از شما كار زشتى مرتكب شود، عذاب او دو برابر خواهد بود و آن بر خدا آسان است و هر كدام از شما اطاعت خدا و رسولش را به جا آورد، دو برابر اجرش مى‏دهيم و روزى كريمانه‏اى برايش مهيا مى‏كنيم،(2).

خداوند سبحان در اين دو آيه شريفه، آشكارا بيان مى‏دارد كه ملاك شرافت و فضيلت در زنان پيامبر (ص)، تقواى الهى است نه همسرى آن حضرت گر چه بيان مى‏دارد كه اين موقعيت (همسرى پيامبر) موقعيت خطيرى است كه اگر حُسن استفاده از اين موقعيت شود، سود دو چندان در پى دارد و اگر سوء استفاده شود به همان ميزان، زيان دو برابر به همراه دارد.

تأييد اين مطلب كه صِرف همسرى پيامبر (ص) نمى‏تواند ملاك شرافت و فضيلت باشد، اين است كه در ميان زنان پيامبران گذشته نيز، زنانى بوده‏اند كه دچار خشم و غضب الهى شده‏اند: در آيه 10 سوره «تحريم» خداوند متعال، همسران نوح و لوط را به شدّت مذمّت نموده و مى‏فرمايد: «اين دو زن همسر دو تن از بندگان صالح من بودند و به همسرشان (نوح و لوط «ع») خيانت كردند، و همسر پيامبر بودنشان نتوانست آن دو را از عذاب قهر الهى حفظ كند و به آن دو گفته شد، همراه اهل آتش داخل آتش شويد». نتيجه اين كه امكان دارد كه زنى همسر پيامبر باشد ولى معصيت كار بوده و اهل آتش باشد.

ب) امّا سؤال دوّم اين بود كه آيا در ميان زنان پيامبر گرامى اسلام (ص) نيز زن ناشايسته و مذموم بوده است يا نه؟ در قرآن كريم- و به تبع در احاديث معتبر- از دو تن از زنان پيامبر (ص) مذمت شده است: در آيه 3 تا 5 سوره «تحريم» حال دو تن از همسران پيامبر (ص) بيان شده است. خلاصه اين كه آن دو زن سرّ پيامبر (ص) را افشا مى‏كردند و خداوند متعال پيامبر (ص) را از گناه آن دو زن آگاه ساخت و نسبت به آنان فرمود: «اگر شما دو زن توبه كنيد بسيار به جاست چرا كه دل‏هاى شما از حق برگشته است و اگر در مخالفت پيامبر (ص) همديگر را يارى كنيد، پس بدانيد كه خداوند ياور و نگهبان او است و جبرئيل و مؤمنان صالح و فرشتگان همه پشتيبان او هستند واميد است كه اگر پيامبر (ص) شما را طلاق دهد، خداوند به عوض شما، زنان بهترى به پيامبر (ص) بدهد كه مسلمان و مؤمن و مطيع باشند».

حاصل اين آيات شريفه اين است كه يقيناً بعضى از زنان پيامبر (ص)، معصيت كار بوده و گاه به پيامبر (ص) ضربه مى‏زدند. مخفى نماند كه بيشتر مفسّران شيعه و اهل سنّت اين آيات را مربوط به عايشه (دختر ابوبكر) و حفصه (دختر عمر) مى‏دانند. كه هر دو همسر پيامبر (ص) بوده‏اند.

ج) با نگاهى كوتاه به زندگى عايشه در دو برهه از تاريخ (يكى زمان حيات پيامبر (ص) و ديگرى پس از پيامبر (ص)، يعنى در دوران خلفا) مى‏توان فهميد كه آيا عايشه جوهره ايمان و تقوا را داشته است تا در رديف زنان شايسته پيامبر (ص) باشد و يا اين كه چنين نبوده است.

امّا در دوران خلفا عايشه فرمان‏هاى پيامبر (ص) را زير پا نهاده و در اين برهه از زندگيش نقاط تاريكى ازخود بر جاى گذاشته است. از مهم‏ترين آنها- كه از مسلّمات تاريخ است- لشكر كشى عايشه و جنگ با امير المؤمنين (ع) است آن هم در زمانى كه آن حضرت رسماً خليفه رسول خدا (ص) بود يعنى، مسلمين پس از عثمان با آن حضرت بيعت كرده بودند در حالى كه پيامبر (ص) به عايشه از اين واقعه خبر داده بود و او را از چنين گناه نابخشودنى نهى كرده بود. حتى برادر عايشه، محمد بن ابى بكر شخصاً عايشه را از جنگ برحذر داشت و حديث پيامبر (ص) را به او يادآورى نمود كه حضرت رسول (ص) خبر داده بود يكى از زنان من به جنگ با برادرم على (ع) خواهد رفت و با اين همه به خاطر كينه توزى با حضرت على (ع) به جنگ با ايشان برخاست و هزاران نفر را به كشتن داد. و با آن كه امام على (ع) پس از پايان جنگ به احترام نسبتش با پيامبر (ص) با عايشه بسيار كريمانه رفتار كرد، ولى عايشه مجدداً كينه توزى خود را ابراز نمود و در مقابل امام حسين (ع) ايستاد و مانع دفن امام حسن (ع) در كنار قبر رسول الله (ص) شد و سبب گرديد تا جنازه آن حضرت تيرباران شود.

آيا چنين اعمالى مى‏تواند از كمال ايمان و تقوا ناشى شده باشد؟ امّا در زمان حيات پيامبر اكرم (ص) با شواهد بسيارى در تاريخ و احاديث معتبر در كتاب‏هاى شيعه و اهل سنّت وجود دارد كه عايشه بعضاً موجبات اذيت حضرت رسول (ص) را فراهم مى‏كرده و بر اين كه پيامبر (ص) محبت زيادى به حضرت زهرا (س)، سرور زنان عالميان داشته و از فضيلت او بسيار مى‏گفته و او را مى‏بوسيده است، حسادت مى‏ورزيد. هم چنين از حضرت خديجه- كه به اتفاق شيعه و اهل سنت يكى از چهار زن برگزيده عالم است- به زشتى ياد مى‏كرده است و گفتنى است مسائلى از اين قبيل- كه بر آگاهان به تاريخ اسلام پوشيده نيست- در زندگى عايشه وجود دارد كه هيچ كدام با معيار تقوا و ايمان خالص سازگارى ندارد و همان طورى كه قبلاً ذكر شد آيه 3 و 4 سوره تحريم اشاره به اين مسائل ناپسند دارد.

 

پى‏نوشت‏

(1) (احزاب، آيه 33)

(2) (احزاب، آيه 31)

 

 با تشکر فراوان از امير عسگری

 

   + محراب نور ; ٤:۱۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٧ فروردین ،۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()

پيامبر اعظم(ص)

و ما وقتى روى دليلهاى عقلى و نقلى دانستيم كه پيغمبر اسلام خاتم پيغمبران و دين اسلام كاملترين اديان الهى استـچنانكه در جاى خود ثابت شده و ما بدان معتقديمـمى‏دانيم كه به طور قطع در ضمن تعليمات پيغمبران گذشته سخنانى در مورد آخرين پيامبر بوده است و نويد و بشارتهايى از آنها درباره ظهور رسول خدا(ص)رسيده است اگر چه شايد بسيارى از آنها به دست مغرضان و تحريف كنندگان تعليمات انبيا و كتابهاى آسمانى از بين رفته و يا تحريف شده باشد.

اما از آنجا كه بشارت و نويد معمولا در لفافه و به صورت رمز و اشاره القا مى‏شود،باز هم سخنان زيادى از پيمبران گذشته در اين باره به ما رسيده و از نابودى و تحريف مغرضين جان سالم به در برده است.

و به گفته يكى از دانشمندان:

«مصلحت خداوندى ايجاب مى‏كرد كه اين بشارات مانند زيبايى‏هاى طبيعت كه محفوظ مى‏ماند يا مانند صندوقچه جواهر فروشان كه به دقت حفظ مى‏شود در لفافه‏اى از اشارات محفوظ بماند تا مورد استفاده نسلهاى بعد كه بيشتر با عقل و دانش‏سر و كار دارند قرار گيرد» (1) .

بشارتهاى انبياى الهى درباره آمدن رسول خدا

از جمله اين بشارتها آيه 14 و 15 از كتاب يهودا است كه مى‏گويد:

«لكن خنوخ«ادريس»كه هفتم از آدم بود درباره همين اشخاص خبر داده گفت اينك خداوند با ده هزار از مقدسين خود آمد تا بر همه داورى نمايد و جميع بى دينان را ملزم سازد و بر همه كارهاى بى دينى كه ايشان كردند و بر تمامى سخنان زشت كه گناهكاران بى دين به خلاف او گفتند...»

كه ده هزار مقدس فقط با رسول خدا(ص)تطبيق مى‏كند كه در داستان فتح مكه با او بودند.بخصوص با توجه به اين مطلب كه اين آيه از كتاب يهودا مدتها پس از حضرت عيسى(ع)نوشته شده. (2)

و از آن جمله در سفر تثنيه،باب 33،آيه 2 چنين آمده:

«و گفت خدا از كوه سينا آمد و برخاست از سعير به سوى آنها و درخشيد از كوه پاران و آمد با ده هزار مقدس از راستش با يك قانون آتشين...»

كه طبق تحقيق جغرافى دانان منظور از«پاران»ـيا فارانـمكه است،و ده هزار مقدس نيز چنانكه قبلا گفته شد فقط قابل تطبيق با همراهان و ياران رسول خدا(ص)است.

و در فصل چهاردهم انجيل يوحنا:16،17،25،26 چنين است:

«اگر مرا دوست داريد احكام مرا نگاه داريد،و من از پدر خواهم خواست و او ديگرى را كه فارقليط است به شما خواهد داد كه هميشه با شما خواهد بود،خلاصه حقيقتى كه جهان آن را نتواند پذيرفت زيرا كه آن را نمى‏بيند و نمى‏شناسد،اما شماآن را مى‏شناسيد زيرا كه با شما مى‏ماند و در شما خواهد بودـاينها را به شما گفتم مادام كه با شما بودم اما فارقليط روح مقدس كه او را پدر به اسم من مى‏فرستد او همه چيز را به شما تعليم دهد و هر آنچه گفتم به ياد آورد».

كه بر طبق تحقيق كلمه«فارقليط»كه ترجمه عربى«پريكليتوس»است به معناى«احمد»است و مترجمين اناجيل از روى عمد يا اشتباه آن را به«تسلى دهنده»ترجمه كرده‏اند.

و در فصل شانزدهم:7،12،13،14 چنين است:

«و من به شما راست مى‏گويم كه رفتن من براى شما مفيد است،زيرا اگر نروم فارقليط نزد شما نخواهد آمد،اما اگر بروم او را نزد شما مى‏فرستم اكنون بسى چيزها دارم كه به شما بگويم ليكن طاقت تحمل نداريد،اما چون آن خلاصه حقيقت بيايد او شما را به هر حقيقتى هدايت خواهد كرد،زيرا او از پيش خود تكلم نمى‏كند بلكه آنچه مى‏شنود خواهد گفت و از امور آينده به شما خبر خواهد داد...»

و سخنان ديگرى كه از پيغمبران گذشته به ما رسيده و در كتابها ضبط است و چون نقل تمامى آنها از وضع نگارش تاريخ خارج است از اين رو تحقيق بيشتر را در اين باره به عهده خواننده محترم مى‏گذاريم و به همين مقدار در اينجا اكتفا نموده .

   + محراب نور ; ٩:٢٩ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٦ فروردین ،۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()

می آيد

برون شو اي غم از سيـنه كه لطـف يـار مي آيـد       تو هم اي دل زمن گم شو كه آن دلدار مي آيد

نگويم يار را شادي كه از شادي گذشته است او       مـرا از فـرط عــشق او ز شـادي عـار مـي آيـد

مسـلمـانـان مسلمانان مســلماني ز ســر گـيريـد       كه كفر از شـرم يار من مسلمـان وار مـي آيـد

رويد اي جمـله صـورتهـا كه صـورتهـاي نـو آمد     علـمهاتـان نگون گردد كه آن بسيار مـي آيـد

                                      در و ديـوار اين سيـنـه همـي درد ز انـبوهي

                                      كه اندر در نمي گنجد پس از ديوار مي آيد

                                                                                                                   ((مولانا))

 

   + محراب نور ; ٩:۱۱ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٦ فروردین ،۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()

آيا دوست خوب می خواهيد؟

دوست خوب از دیدگاه قرآن و روایات

ملاك‏هاى دوست خوب: در آيات قرآن كريم و روايات اهل بيت (ع) ملاك‏هايى براى دوست خوب بيان گشته كه به طور اختصار ذكر مى‏نماييم و شما مى‏توانيد راجع به هر ملاك مفصلاً مطالعه و فكر نماييد:

1- كسى كه به ياد خدا باشد و هدفش جز رسيدن به او نيست،(1)

2- عاقل باشد حضرت على (ع) فرمود: بيشترين دوستى و خوبى‏ها در همراهى و دوستى با صاحبان عقل و درايت است،(2). مولوى داستان دوستى مردى با خرس را كه مصداق بى‏خردان است به شكل زيبايى بيان مى‏نمايد،(3) 3

- خيانت كار نباشد

4- ستمكار نباشد

5- سخن‏چين نباشد امام‏صادق (ع) فرمود: از سه گروه بر حذر باش شخص خيانت‏كار، شخص ظالم، انسان سخن‏چين. زيرا كسى كه به نفع تو به ديگران خيانت نمايد، روزى خواهد آمد كه به خودت نيز خيانت كند و شخصى كه به جانب‏دارى از تو حق ديگران را پايمال نمايد و عادت به ظلم پيدا كند بالاخره به تو نيز ظلم خواهد نمود و انسان سخن‏چين، همان‏طور كه سخن ديگران را پهلوى تو مى‏آورد، سخن تو را نيز نزد اغيار خواهد برد،(4)

6- آن چه براى خود مى‏پسندد براى تو نيز بپسندد و آنچه را كه براى خويش نمى‏خواهد براى تو نيز نخواهد. رسول اكرم (ص) فرمود: در مصاحبت و رفاقت كسى كه آن چه را براى خود مى‏خواهد براى تو نخواهد، هيچ خير و فايده‏اى وجود ندارد،(5)

آنچه نفس خويش را خواهى حرامت سعد   ياگر نخواهى همچنان بيگانه را و خويش را

7- قاطع رحم نباشد امام‏باقر (ع) فرمود: پدرم امام‏سجاد (ع) مرا نصيحت فرمود كه اى پسرم از رفاقت با كسانى كه قطع رحم مى‏كنند بپرهيز زيرا من آنها را در قرآن شريف سه بار مورد لعن و نفرين پروردگار يافتم،(6). شخصى كه با نزديكان خود نتواند معاشرت و هم‏زيستى صحيح داشته باشد در حالى كه آنان با وى از يك خانواده و فرهنگ و گوشت و خون مى‏باشند، چگونه مى‏توان انتظار داشت با غير فاميل رفاقت صميمانه داشته باشند.

8- عيب‏جو نباشد امام‏على (ع) فرمود: از رفاقت و نشست و برخاست با كسانى كه عيب‏جو هستند و هميشه به دنبال نقاط ضعف ديگران مى‏باشند، پرهيز كن زيرا دوست چنين اشخاصى از ضرر آنان سالم نمى‏ماند و خود نيز طعمه عيب‏جويى‏هاى آنان خواهد شد،(7).

 

پينوشت:

(1) (سوره كهف، آيه 28)

(2) (غررالحكم، حرف الف)

(3) (مثنوى معنوى، دفتر دوم، ابيات 1932- 2124)

(4) (بحارالانوار، ج 75، ص 229)

(5) (بحارالانوار، ج 71، ص 198)

(6) (تفسير نورالثقلين، ج 1، ص 45)

(7) (غررالحكم، باب الف)

   + محراب نور ; ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٤ فروردین ،۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()

مشتی ديگر

مبارک باد بر مردم ايران زمين و آفرين بر جوانان  بی نظيرش که افتخاری ديگر آفريدند که همچون ۲۹ اسفند و حتی بزرگتر از آن در آسمان ايران می درخشد و پيامبر(ص) چه نيکو فرمودند:

      ((اگر علم را در ثريا هم باشد مردانی از فارس به آن دست می يابند.)) 

   + محراب نور ; ٧:٢٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢۳ فروردین ،۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()

آرماگدون

از آرماگدون چه می دانيد؟
نام جايی است؟ چه اهميتی دارد؟
رابطه آن با ظهور منجی و مهدويت چيست؟

1-كلمه‌ آرماگدون‌ از كلمه‌ «مگيدو» (مجدّو) كه‌ شهر مهمي‌ در فلسطين‌ قديم‌ بود ريشه‌ گرفته‌ است‌. بسياري‌ از محققان‌ فكر مي‌كنند كه‌ آرماگدون‌ از «هرمجدون‌» به‌ معني‌ «تپه‌ مجدّو» گرفته‌ شده‌ باشد. اين‌ ناحيه‌ تاريخي‌ غني‌ دارد. حفاري‌هاي‌ انجام‌ شده‌، بيست‌ دوره‌ اشغال‌، از تاريخ‌ چهار هزار سال‌ قبل‌ از ميلاد تا چهار صد و پنجاه‌ سال‌ قبل‌ از ميلاد مسيح‌ (ع‌) را نشان‌ مي‌دهد. «مجدّو» در 18 مايلي‌ «بندر حيفا» در اسراييل‌ شمالي‌ و 55 مايلي‌ شمال‌ بيت‌ المقدس‌ واقع‌ است‌
2- چه‌ در كتاب‌ مكاشفات‌ يوحنا به‌ آرماگدون‌ اشاره‌ شده‌ امّا چيزي‌ در باره‌ اينكه‌ نيروهاي‌ نظامي‌ به‌ هم‌ پيوسته‌ در منطقه‌ به‌ يكديگر حمله‌ مي‌كنند بيان‌ نگرديده‌ است‌. ليكن‌ ذكر شده‌ كه‌ اين‌ نيروها در دشت‌ مگيدو جمع‌ شده‌ و از اين‌ منطقه‌ هموار و وسيع‌ به‌ عنوان‌ پهنه‌اي‌ جهت‌ آماده‌ شدن‌ براي‌ حمله‌ بزرگ‌ استفاده‌ مي‌كنند
3- از كتاب مقدس چنين برداشت مي شود كه نيروهاي خير و شر در اين منطقه باهم رو در رو خواهند شد و در نهايت حضرت عيسي (ع) پيروز و صلح و صفا را به ياري خداوند.در دنياحاكم خواهد كرد.
4- در عقايد صهيونيسم مسيحي اين عقيده رايج است كه هر ملتي عليه يهود باشد دشمن خداست و نيروهاي شر آرماگدون را تشكيل خواهند داد. ولي حقيقت اين است كه بطلان اين عقيده آنقدر آشكار است كه جاي بحث ندارد. به عبارات زير نگاه كنيد:
- قوم يهود در زمان خود حضرت موسي (ع) نيز همواره با بهانه گيريهاي متعدد از اطاعت خداوند منحرف مي َشدند و در قرآن كريم به كرات به اين موضوع اشاره شده است.
-اولين كساني كه رو در روي حضرت عيسي (ع) ايستادندقوم يهود بودند اگر چه مي دانستند اين پيامبر ظهور خواهد كرد.
- اگر چه در كتاب مقدس به ظهور خاتم الانبيا(ص) اشاره شده بودولي با ظهور ايشان ايمان نياوردندچرا كه انتظار داشتند آخرين پيامبر از يهود باشدوهمچون زمان حضرت موسي (ع)آنفدر عهد شكني كردند كه منجر به جنگهاي همچون غزوه بني نضير، خيبر شدند.

با توجه به مطالب فوق آشكار است چه كسي دشمن خداست. آيا خدا امر نكرد كه از مسيح (س) پيروي كنند؟ آيا خدا دستور نداد از محمد رسول الله (ص) اطاعت كنند؟
واضح است كه اين قوم دشمن خداست و روزي خواهد رسيد كه در مقابل منجي عالم بشريت (عج) و حضرت مسيح (س) خواهند ايستاد همچنانكه قبلا ايستادند.

منبع: الشيعه

   + محراب نور ; ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٧ فروردین ،۱۳۸٥
    پيام هاي ديگران ()