:: تكامل پذير بودن فهم قرآن ::
از حضرت علامه جوادی آملي
انبياى الهى آمدهاند گنجينههاى فكر و عقل بشر را بشورانند تا انسانها با فطرتى شكوفا، اصول و معارف ثابت دين را دريابند و خاتم پيامبران، حضرت محمّد مصطفى (صلّىاللهعليهوآله) با معجزه ختميّه خود، قرآن، برترين، ژرفترين و دقيقترين معارف الهى را از نزد «مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ»(1) و از مقام «لَدُنْ» براى بشر به ارمغان آورد. آيات قرآن كريم با دست اعجاز الهى به گونهاى تنظيم شده كه تا پايان جهان، معارف نورانى آن فرا راه انسان است و در هر زمان، فهم از قرآن چه از نظر كيفى و چه از نظر كمّى در تكامل و تزايد است. هر چه فطرت انسانها شكوفا تر مىشود و عقل و علم آنان از انسان و جهان، افزونتر مىگردد، فهم از قرآن نيز شكوفاتر مىشود و نه تنها تعداد يافتههاى او از اين كتاب جاودانه رو به تزايد مينهد كه فهمهاى گذشته او نيز ژرفتر و پرفروغتر مىگردد.
به عنوان مثال، زمان و مكان نداشتن ذات اقدس اله كه اكنون از مسائل روشن و بديهى صاحبنظران علمى است و هر كس كه اندكى با مسائل الهى آشنا باشد، مىداند كه ذات اقدس اله منزه از خصوصيات اجسام است و به همين دليل داراى وضع، كم، كيف و مكان و زمان نيست. همين مسئله كه اكنون براى بسيارى بديهى و ضرورى است، در صدر اسلام چنين نبود بلكه در شمار مسائل نظرى آن زمان بود. مرحوم كلينى نقل مىكند كه امام صادق (سلام الله عليه) بر ديوارى تكيه زده بود، در اين حال، زراره در مورد يكى از مسائل توحيدى، سخنى گفت كه دلالت بر زمانمند يا متمكن بودن خداوند داشت! امام (عليهالسّلام) با شنيدن آن سخن، از حالت تكيه زدن خارج شده به حالت استوا درآمد و به زراره فرمود: اى زراره حرف محالى زدى، مگر مىشود براى خدا جسم يا مكان و زمانى باشد. «فاستوى جالساً و قال: أحلت يا زرارة»(2).
(1) سوره قمر، آيه 55.
(2) بحار، ج 54، ص 160.
(قرآن در قرآن، ص 453)
