حلالیت
سلام بر همه دوستان عزیز که در این چند سال با ما همراه بودن و ما را از نظرات و راهنمای های خود بهره مند کردند هر چند این اواخر آن هم به دلیل کم کاری این بنده حقیر دوستان ما را کمتر ما را مورد لطف خویش قرار می داند.
اما به هر حال خداوند کریم قسمت ما کرد که راهی دیار وحی شویم و به پابوسی پیامبر اکرم(ص) و ائمه بقیع و به خصوص مادر ائمه، حضرت فاطمه زهرا نائل شویم. به همین دلیل از همه دوستانی که به هر طریقی با مطالب خود گاها باعث رنجش آنها شدیم صمیمانه التماس حلالیت دارم.
یا علی
چرا نامی از حضرت مهدی در قرآن برده نشده
قرآن کریم برای معرفی شخصیتهای الهی از سه راه وارد می شود ، و در هر موردی طبق مصالحی از شیوه خاصی پیروی می کند. گاهی معرفی با اسم ، گاهی معرفی با عدد ، و گاهی نیز معرفی با صفت.
اگر نام حضرت مهدی علیه السلام در قرآن نیست ، ولی صفات و خصوصیات حکومت او در قرآن وارد شده است.
اصولا قرآن در معرفی افراد ، مصالح عالی را در نظر می گیرد . گاهی مصالح ایجاب می کند تنها به صفات افراد بپردازد ، چنان که درباره حضرت مهدی علیه السلام جریان از این قرار است که :
اولا : تشکیل چنین حکومتی ، در مواردی صریحا و در موارد دیگر به طور اشاره در قرآن وارد شده است. آیاتی که در سوره توبه و صف از انتشار و گسترش اسلام در سطح جهانی نوید می دهد ، مانند : « تا آن را بر همه ادیان پیروز سازد » ، اشاره به تشکیل این حکومت است. زیرا مفسران گویند : مضمون این آیه را که پیشگویی از گسترش فراگیر و همه جانبه اسلام در سطح جهان است ، هنوز تحقق نپذیرفته است.
از این گذشته ، در آیه 106 سوره انبیاء می فرماید : ما پس از ذکر در زبور نوشتیم که بندگان شایسته من ، وارث زمین خواهند بود . آیه شریفه نوید می دهد که صالحان ، وارثان زمین خواهند بود و حکومت جهان را به دست خواهند گرفت . و به اتفاق تاریخ بشر ، هنوز این وعده الهی تحقق نپذیرفته است.
ثانیا : اگر نام اصلی امام زمان علیه السلام را نبرده ، به خاطر مصلحتی است که برای اهل فضل و درک مخفی نمی باشد ، زیرا به همان علت که نام امام علی علیه السلام را نبرده ، نام آن حضرت را نیز ذکر ننموده است. اگر نام این پیشوایان گرامی را می برد ، کینه های دیرینه بدر و احد و حنین بار دیگر زنده می شد ، ولذا مطلب را به صورت کلی مطرح کرده و فرموده است : بندگان شایسته من ، وارث زمین خواهند بود. نام بردن از گذشتگان ، مانند لقمان و ذی القرنین ، قابل قیاس با افراد آینده نیست ، درباره گذشتگان ، حسد ها و کینه ها تحریک نمی گردد ، و افراد سود جو و شهرت طلب نمی توانند از آن سوء استفاده کنند ، ولی بردن نام آیندگان این محظور را دارد.
آیا شما فکر می کنید که تنها ذکر نام ، دردی را دوا می کند ؟ آیا فکر می کنید که اگر نام امام زمان علیه السلام در قرآن برده می شد ، امکان نداشت که در طول تاریخ ، شیادان و افراد شهرت طلب آنان سوء استفاده نکنند ، یا افرادی روی غرض های خاط ، وجود او را انکار نمایند ؟ تجربه تاریخی نشان داده است که اگر هم در قرآن صراحتا نام آن حضرت برده می شد ، باز در طول تاریخ ، شیادان و مدعیان دروغین مهدویت پیدا می شدند و نام خود را امام زمان و مهدی موعود می گذاشتند ، تا از آب گل آلود ماهی بگیرند و از نام او و انتظار مردم استفاده نادرست کنند. مگر خدا نام پیامبر صلی الله علیه او آله وسلم را در انجیل نبرده است ؟ ولی گروههای مغرض ، از آن بهره برداری ناجوانمردانه کردند.
بنابراین ، مساله مهم بیان خصوصیات دیگر آن حضرت است که افراد دل آگاه با شناخت آنها ، مهدی واقعی را از مدعیان قلابی مهدویت باز شناسند.
منبع:www.yoosofezahra.com
قضاوت با شما
درعصرکنونی بشر با خطرات بسیار بزرگی مواجه شده و این تمدن جدید،انسان را بر ضد خودش برانگیخته و بشر در راه مسابقه تسلیحاتی،قتل و کشتار،ویرانی و تخریب ها به رقابت افتاده است و سعی براین است که ملتها هر چه بیشتر سلاحهای مخرب و مرگبار بسازند و خود را برای نابودی انسانها تجهیز نمایند واین نشانه این است که بشر به درنده خویی گرایش یافته ودنیای امروزما به صورت انبار باروتی درآمده که هر لحظه ممکن است با جرقه کوچکی منفجر گردد همه جا وحشت و اضطراب به چشم میخورد که مبادا جنگ جهانی سوم شروع شود و ریشه بشر را بسوزاند.
انیستیتوی بین المللی تحقیقات صلح واقع در(استکهلم)اعلام کرده که کل بمبهای اتمی وغیره ذخیره شده دردنیا به حدی رسیده که اگرآنرا بین جمعیت جهان تقسیم کنیم به هر نفرحدود 15 تن ماده منفجره tnt خواهد رسید وتنها سلاحهای هسته ای تاکتیکی آمریکا بدون به حساب آوردن سلاحهای هسته ای استراتژیک آنهاتقریبا50000هزار بمب اتمی از نوعی که درهیروشیما استفاده شد میباشد.
امروزه شاهد این موضوع دراخبار و رسانه ها هستیم که چه رقابت سختی بین کشورها است، پاکستان هرروز یک مدل بمب مخرب را در حضوررسانه های تصویری امتحان میکند وهندهم ازآن طرف مدلی پیشرفته تررا میسازد تا قدرت نظامی خود را نشان دهدآمریکا،اسرائیل،روسیه،فرانسه،کره،انگلیس و.... که رقابتی خطرناک واحمقانه را با انواع سلاحهای هسته ای ،شیمیایی،میکروبی وغیره شروع کرده اند وخود را مدعی حقوق بشر معرفی میکنند .درهر ساعت میلیارد ها دلارخرج تسلیحات دفاعی جنگی و میلیونها دلار صرف دستگاههای قضائی میگردد در حالی که آمار جنایات و...لحظه به لحظه افزایش میابد و جنایت کاران حرفه ای خود را قیم مردم جهان معرفی میکنند (در هر دقیقه هزار میلیون دلار که در ساعت چیزی معادل شصت هزار میلیون دلار است صرف مخارج تسلیحاتی درجهان میشود.
در جنگ خلیج فارس در سال1991 حدود350هزار دلار دردقیقه خرج شد،یک هواپیمای جنگی25 میلیون دلار،یک موشک کروز3/1میلیون دلارویک موشک هوابه هوا800 هزاردلار هزینه دربرداشت ،درحالی که هزینه آب سالم برای مردم کشورهای درحال توسعه تنها10 روزازخرجهای نظامی را در برمیگیرد وبا81 روزهزینه نظامی میتوان سوء تغذیه کل جهان را ریشه کن کرد وتنها با 3 ساعت هزینه های نظامی میتوان بیماریهای چون دیفتری،تشنج،سرخک،فلج اطفال وغیره را درجهان ریشه کن کرد.
من نگرانم که این بازی خطرناک به ایران هم کشیده شود، مسابقه ای که شوروی را به زانو درآورد.
تک حدیث
به نام خدا: ستار
امروز می خوام یه تک حدیثی از اسدالله اعظم امیر المومنین بنویسم که خیلی از مسائل را در دنیای امروز رفع می کند و این حدیث این است:
نه ظالم باش نه مظلوم
همین و بس
دینی کامل
به نام خدا؛ قادر
سلام خدمت شما دوستان عزیز امیدوارم حال شما خوب باشد. امروز می خواهم مطلبی را بنویسم درباره تفاوتهای اسلام و مسحیت و البته هیچ گونه قصد و نیتی ندارم جز آنکه دوستان عزیز را با مزایای اسلام آشنا شوند و زمانی این نیت را کردم که چنین مطلبی را بنویسم که با امواج تبلیغاتی مسحیت که جوانان مسلمان به خصوص ایرانی را به سوی خود می کشید رو به رو شدم.
البته در همین جا نکته ای را روشن کنم که خداوند مقتضیات هر دینی را با توجه به زمانه و شرایط موجود معلوم می کرد که حتی نوع معجزات نیز با توجه به شرایط زمان مشخص می شد به همین دلیل دین در راه خود از اول تا به دین اسلام مراحل تکمیل را سپری کرده و حتی شاید برای شما جالب باشد که در خود ادیان نیز قوانین به صورت تدریجی ارائه می شد که در خود اسلام نیز این نکته را به وضوح شاهد هستیم ولی نکته ایجا است که تکمیل دین را می توان قبول کرد ما تضاد ادیان را نمی توان قبول کرد مثلا حلیت شراب در مسحیت و حرمت آن در اسلام که یک نمونه بارز و آشکار آن است و تضاد هایی دیگر که این از تحریفی ناشی می شود که خود بزرگان مسیحیت و یهود بر آن اعتقاد دارند.
نکته دیگر اینکه نکاتی که درباره مسجیت ارائه می شود عموما درباره قرائتی است که امروز از مسحیت در غرب ارائه می شود است.
در این مطلب سعی می کنم نکات موردی و به صورت خلاصه بیان شود:
- مسحیت شریعت(فقه) ندارد برعکس که اسلام بخش عمده اش شرعیات است.
- مسحیت درباره زندگی اجتماعی و شخصی انسان نظری ندارد در حالی که اسلام برای نحوه خواب و حتی غدا خوردن برنامه دارد.
- بر عکس اسلام که معتقد به لزوم حکومت برای جا افتادن آموزه ها است، مسحیت چنین اعتقادی ندارد.
- مسحیت ادعای سیاسی ندارد گرچه معدودی از متفکران مسیحی مانند آکویناس پاپ- پادشاه را حکومت ایده آل می داند. اما اسلامی که برای نحوه ی ورود به مسجد برنامه دارد برای امری مهم مانند امور سیاسی می شود برنامه نداشته باشد.
- مسحیت به دلیل فقدان آموزه های سیاسی از اندیشه های دیگر مانند رواقیون که با آن چندان رابطه ای ندارد وام گرفته و آن را مسیحی می کند.
- با توجه به اینکه مسحیت معتقد است انسان به دلیل گناه نخستین خود به زمین آمده و هرچه بر سرش آید حق او و کفاره ی گناهنش است به انسان نگاهی بد بینانه دارد و شاید در راستای این تفکر هابز انسان را گرگ انسان می داند
- اندیشه های اسلامی ناب بوده واز دل زبای خدا گرفته شده در حالی که متفکرین مسیحی از منبعی چون انواع انجیل ها استفاده می کنند که سخن حوارین است مانند معروف ترین آن یعنی انجیل یوحنا یا نزدیک ترین آن به انجیل اصل یعنی انجیل بارنابا(سخن آمام رضا علیه السلام)
- در اسلام واحدهایی داریم که هر کدام کارکردهای ویژه ای دارند و به نحوی تکثری را ایجاب می کنند مانند؛ مسجد،سلسله روحانیت، حوزه علمیه، مرجعیت شیعه یا حتی مفتی سنی اما در مسیحیت کلیسا حرف اول و آخر است که وقتی پای رابطه دولت و کلیسا پیش می آید مفاهیم مهمی شکل می گیرد و ممکن است دوران سیاه وسطا رقم بخورد.
- در تفکر مسیحی یک نگاه منفی به مال و ثروت وجود دارد که در دوران روم و حتی وسطا از آن برای چپاول مردم استفاده می شد در حالی که در اسلام انسان به تلاش و کوشش توصیه شده.
- اما مسحیت چون معتقد به گناه نخستین انسان است اعتقاد دارد باید از حکومت تبعیت کرد چون اگر بد باشد کفاره گناه اوست و اگر خوب باشد لطف خدا است. این مسئله شدیدا مورد سو استفاده قرار گرفت و شاید یکی از دلایلی که حکومت روم مسحیت را دین رسمی اعلام کرد همین بود تا با کمک آن بحران مشروعیت خود را جبران کند و به آن وجه ی الهی دهد یعنی تقریبا همان کاری که بنی امیه کرد.
.
.
.
اینها فقط جنبه هایی از تفاوت قرائت امروز از مسحیت در غرب است و حتی اگر به سوی تفکراتی چون صهیونیسم- مسیحی برویم تفاوتها صد چندان می شود.
به امیدی که اسلام را که در نزد خدا دین همین اسلام است را خوب بشناسیم و با شناخت ائمه که لازمه ورود به قلعه امن لااله الاالله است(بخشی از حدیث امام رضا(ع) در نیشابورمعروف به سلسله الذهب) که در آن دنیا از این نعمت خود یعنی امامت سوال می کند(حدیث امام رضا علیه السلام )پس اسلام را بهتر بشناسیم.
با کمال تاسف
با کمال تاسف باید به این حقیقت تلخ اعتراف کرد که مردمان دروادی ضلالت و گمراهی قرار گرفته اند
و همه به جهان مادی وشئون مادی عشق میورزند و از خدا غافل شده اند.
تاحدی که برخی جسورانه سخن میگویند و دین را خرافات،تقوا را کهنه پرستی واخلاق انسانی را موهومات میشمارند.
در سرتاسر جهان مامورین انتظامی با مدرن ترین وسایل به شدت مراقب اوضاع هستند. ولی آمار وارقام جرایم و جنایات توسط تبهکاران و بزه کاران روز به روز افزایش می یابد.
درآمریکای سال۱۹۶۰در هر ۶ دقیقه یک جرم روی میداد ولی در سال ۱۹۷۰درهر ۹۶ثانیه و اکنون درسال۲۰۰۸الله علم.
این آمار و ارقام نشان دهنده این است که اوضاع کنونی جهان بسی درد زا و درد آلود است
و آینده ای را که مردمان خصوصا کودکان درجلوی چشم خود تصور میکنند تاریک ،ابهام آمیز و یاس آوراست.
درروایات آمده که در دوران غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف جرم ،جنایت دروغ،خیانت،تجاوز، تعدی، آدم کشی و خلاصه انواع پلیدی ها و زشتکاریها پیوسته افزایش می یابد تا همه جهان را فرا میگیرد.
و امروز شاهد آنیم که در ایران که خود را مهد شیعه و اسلام ناب محمدی معرفی میکند میبینیم چه
جرمهایی اقتصادی= (شهرام جزایری وغیره....)
قتلها = تیتر اصلی روزنامه های کثیر الانتشار(قتل در پاکدشت تهران.بیجه)
تجاوز = غیر قابل تعریف.
سرقت = منحنی صعودی از صفحه خارج شده و نمی توان دقیقا ذکرکرد.
گسترش میگساری آشکار که انواع مختلف آن را با قیمت های متفاوت به راحتی میتوان یافت.
ربا و نزول خواری که برای پیشینیان ازعجائب و باور نکردنی بوده اما برای کسانی که دراین دوره زندگی میکنند،امری عادی بشمار میرود.
تکیه زدن حاکمان فاجر و ظالم بر اریکه ی قدرت در اقسا نقاط دنیا باعث افزایش قیمتها،شیوع فساد مالی،جنسی وغیره…. شده
که خود اینها به نوعی باعث بی رونقی نماز،عبادت،دروغگویی و بی ثباتی مردم دردین خود شده است.
ّFITNA
به نام خدا؛ علیم
سلام حال شما خوبه: انشاالله
امروز می خواهم درباره دلایلی که فیلم فتنه معلول آن بود را برای شما بنویسم، که این دلایل از دیدگاه من است که ممکن است شما آنها را قبول داشته باشید یا نه یا حتی تعدادی به آن اضافه کنید در ضمن از شما خواهش می کنم نظرات خود را در این باره برای ما بنویسید.
بگذارید ابتدا خلاصه ای از فیلم را برای شما بنویسم چون ممکن است عده ای آن را ندیده باشند: این فیلم که ابتدا تصویری کاریکاتوری از مسلمانی ارائه می دهد که فیتیله ی بمبی که سر اوست روشن می شود و تایمر 15 دقیقه نمایش داده می شود که این زمان مدت فیلم نیز هست که در آخر این زمان آن بمب که سر مسلمان است منفجر می شود. اما خود فیلم تعدادی از آیات قرآن را نمایش می دهد و سپس فیلمهایی از عملیات های تروریستی نمایش می دهد و سعی می کند آن را با آیات قرآن مرتبط کند بعد از اینها تعدادی از اعدامهای مردان و پسرانی را نشان می دهد که زیر آن کلمه انگلیسی (gays) نوشته شده که با معنی آن آشنا هستید که البته هیچ دلیلی نیست که اینها همجنس باز باشند چون ممکن است به هر جرم دیگری اعدام شده باشند سپس عکسهایی از زنان را نشان مدهد که کشته شده اند و بعد به سوی سخنرانی هایی می رود که در آن خطیب اشاره به برنامه ی اسلام برای اداره جهان می کند و این که در نهایت اسلام جهان را می گیرد و در تصاویری دیگر سعی می کند اسلام را با نازی پیوند دهد(نوع سلام دادن نازی ها) و حتی سخنرانی هایی از آیت الله مشکینی رحمه الله و احمدی نژاد را نمایش می دهد و در انتها نیز آماری از مسلمانان هلند و اروپا را نمایش می دهد و ................
حالا می رسیم به دلایل:
۱)اولین دلیلی که به ذهن من می رسد و شاید از دلایل مهم آن باشد، گرایش شدید اروپاییان به خصوص جوانان به سوی اسلام باشد، به طوری که بر اساس آمار خود آنان دیگر کاتولبیک در راس دینهایی که انسانها به آن روی می آورند قرار ندارد. حال بر این اساس هر چه تعداد مسلملنان بیشتر شود باید بر طبق قانون باید برای آنان خدمات و امکاناتی را فراهم کرد برای مثال در خود کشور هلند که فیلم فتنه در آن ساخته شد دولت مجبور شده است که مدارسی مخصوص مسلمانان ایجاد کند و حتی تعدادی از مسلمانان را سالانه به صورت رایگان به عربستان سعودی بفرستد و حتی شاید مجبور شوند برای آنها در پارلمان خود نمایندگانی را قبول کنند که این مسئله ترسی عجیب را در دل دولت مردان این کشورها ایجاد کرده است که در قسمتی از فیلم گفته می شود: ما نازی را از بین بردیم از کمونیسم گذشتیم حال باید اسلام را محو کنیم. که این از روی ترس از اسلام و اموزه های اسلام است.
۲) یکی دیگر از دلایل وجود لابی های قدرتمند صهیونیستی در اروپا است که خطر بالقوه خود را اسلام می دانند و برای خفه کردن این عمل اقدامات مختلفی را انجام می دهند مانند اینکه بیشتر شبکه های ماهواره ای و سایت های غیر اخلاقی توسط ثروتمندان صهیونیست اداره می شود که جوانان مسلمان را نشانه رفته و قست دارند همان کاری را که در آندلوس اسپانیا در صدر اسلام با مسلمانان کردند حال نیز آن را تکرار کنند.(شما را ارجاع می دهم به خاطرات مستر همفر جاسوس انگلیسی در سرزمینهای اسلامی).
۳) یکی دیگر از دلایل مصداق شعر زیر است:
من از بیگانگان هرگز ننالم که هر چه کرد با من آشنا کرد
اقدامات خود مسلمانان را نمی توان در این مسئله نادیده گرفت شما به قرائتی از اسلام که توسط وهابیت(اسلام انگلیسی) و طالبان ارائه می شود توجه کنید. اینها از یک سو و انفعال مسلمانان که منتظر هستند آنها اقدامی انجام دهند تا جوابی برای آنها بفرستند که در بیشتر این موارد مانند استفاده از شیرنی گل محمدی در ایران به جای شیرینی دانمارکی بعد از آن کاریکاتورهای موهن فقط در داخل کشور خودمان بازتاب داشت در حالی که ما باید این مسائل را جهانی عرضه کنیم. مسلمانان با استفاده از ثروت و امکاناتی که دارند و یا می توانند با استفاده از این ثروت به دست آورند می توانند قرائتی صحیح و کامل از این دین کامل به جهان ارائه دهند و با فشار به افکار عمومی غرب از اقدامات این چنینی جلوگیری کنند. ولی چه سود که اینها همه هیچ است مثلا در خود کشور ایران که ادعای امالقرایی جهان اسلام یا حداقل جهان تشیع را دارد فیلمی درباره حضرت مسیح(ع) به وسیله نادر طالب زاده ساخته شد که می توانست به هزینه مثلا ۵ میلیاردی که درآمد یک روز تبلیغات صدا و سیما با نصف هزینه این سیمنارهای بی مورد و بی جهت که فقط پول را به هدر می دهند نمی شد در منتخبی از سینماهای غرب و عالم مسیحیت به نمایش در می آمند که می توانست و قطعا تاثیری بس ژرف بر ان افکار می توانست بگذارد ولی حیف که فقط...........
در انتها من اعتقاد دارم ما نباید آنها را شماتت کنیم زیرا آنها بر اساس منافع ملی خود که برایشان مقدس است حرکت می کنند، بلکه باید خود را سرزنش کنیم. زمانی که خود مسلمانان دست به تضعیع اسلام می زنند دیگر نباید از آنها توقعی داشت به قول معروف؛ حرمت امام زاده را متولی اش نگاه می دارد.
جهان به کجا می رود
به نام خدا؛ الله نمی دانم ما داریم به کجا می رویم یا بهتر است بگویم جهان دارد به کجا می رود. جهانی که ادعای گذر از مدنیته به پست مدرن را دارد هر چند به قول دکتر دینانی پست مدرن چیزی جز یک جیغ بنفش نیست. جهانی که ادعا دارد در عصر تکنولوژی و ارتباطات است اما انسانیت از بین رفته و چیزی از وجود متعالیه انسان باقی نمانده، وجودی که فرشتگان بر آن سجده کردند، وجودی که خدا که احسن الخالقین به وجودش آورد و او را خلیفه الله در زمین کرد.
هر روز دهها نفر در عراق قربانی می شوند، هزاران کودک در آفریقا از ایدز، بی آبی، گرسنگی و هزاران درد و بلای دیگر می میرند. هنوز گلادیاتورهایی از جنس زن یا مرد در میان بهبه ها در میان رینگ به قصد کشت به جان هم می افتند برای یک دلار بیشتر تا عده ای اوقات خود را پر کنند. هر روز صدها نفر در قلب تمون و دموکراسی غرب در گوشه های خیابان شب می خوابند و صبح بیدار نمی شوند؛ اما صدایی از هیچ کجا بلند نمی شود و به گوشه ی قبای هیچ کس بر نمی خورد.
ا
ما کافی است در یک روستای دور افتاده در آفریقا که ده نفر ساکن ندارد، روستائیان جنگ دو خروس را تماشا کنند تا ببینید که چه صدای به نام حمایت از حقوق حیوانات به پا می شود که باید بود دید.
در خود ایران خودمان هر روز با مجوز آلبومهای انواع گروهای موسیقی عجیب و غریب که در خود غرب نیز طرفداران آنها انگشت نما هستند مانند گروهایی از قبیل لینکین پارک ها، انواع و اقسام راکها، متالها، رپها،هیپها، شیطان پرست ها مانند مرلین منسون و هزار موجود عجیب و غریب دیگر با زیر نویس فارسی و دفتر چه شعرها روانه بازار می شود اما از آن سو به کالبد شکافی مشکلات هیات های مذهبی( که خیلی از آنها هم باید بررسی شوند و من همه آنها را تایید نمی کنم) از تلویزیون تا روزنامه های ورزشی بررسی می شود. که این قصه بس طولا نی است که نه من قصد گفتن دارم و نه تو گوش و وقت شنیدن داری، من مختصری گفتم از این مفصل تا خود بخوانی قصه را تا انتها.خوشحا می شوم من را با نظرات خود راهنمایی کنید. ای دل صبور باش و غم مخور که عاقبت این شام صبح گردد و این شب سحر شودغیر حرفه ای ها
به نام خدا: سلام
سلام،سلامی به اندازه شرمندگی یک بد قول، سلامی به همه دوستان؛ آره دوباره من آمدم و می نویسم تا وقتی زنده ام چون دوست دارم شما را و نوشتن را می نویسم تا وقتی شما بخواهید و بگویید که دیگر ننویس. راستش را بخواهید این دو ماه اصلا دستم به نوشتن نمی رفت، اصلا موضوعی به ذهنم نمی رسید، خیلی فکرم مشغول بود؛ خلاصه اینکه خیلی ببخشید. اولین مطلب را بعد از چند وقتی سکوت می خواهم از نظرات خودم درباره یک نمایشگاه بنوبیسم. حتما می دونید که من اهل تهرانم ولی حدود 2 سال که دانشجوی دانشگاه اصفهانم؛ توی همین هفته از یکی همکلاسی ها درباره نمایشگاه مطبوعات که در اصفهان برگذار می شد باخبر شدم و تصمیم گرفتم که چهارشنبه 4 اردیهشت به نمایشگاه یه سری بزنم، اما روز موعود خیلی دو دل بودم آخه شنبه یه امتحان سخت داشتم اما دل و زدم به دریا و رفتم و چه خوب شد که رفتم. نمایشگاه در محل دائمی نمایشگاههای اصفهان در پل تاریخی شهرستان برگزار می شد که انصافا فضای زیبایی دارد اما آنچه که نوجه من را بیشتر به خودش جلب کرد کنار هم قرار گرفتن روزنامه های حرفه ای مانند جام جم و همشهری در کنار روزنامه های غیر حرفه ای به خصوص روزنامه ها و نشریات دانشجویی بود. حقیقتش من از بخش غیر حرفه ای ها بیشتر خوشم آمد آخه در عین سادگی نسبت به روزنامه های حرفه ای که خیلی شیک و گران خود را تزئین کرده بودند با انواع اشانتین ها، حرفی برای گفتن داشتند هرچند بعضی ها نمی دانستند در چه غالبی حرفهایشان را بزنند و البته بعضی هایشان هم در ظاهر مانده بودند و اصالت خود را فراموش کرده بودند. حتما می پرسید اصالت غیر حرفه ای ها چیست؟ به نظر من حرفه ای ها چون باید و مجبورند در چهارچوبی مشخص صحبت کنند، خیلی از حرفها را نمی توانند بزنند که این حرفها لزوما سیاسی نیست اما غیر حرفه ای ها از این بند رهایند، آزادترند و ساده تر می توانند حرف بزنند خارج از هر گونه تکلف. به نظر من کار غیر حرفه ای ها به خصوص نشریات دانشگاهی ها این نیست که مانند حرفه ای ها در سیاست غوطه ور شوند زیرا همه طیف های سیاسی به اندازه کافی روزنامه دارند به نظر من وظیفه اصلی این نشریات پرداختن به مسائل فرهنگی و نیازهای دانشگاهی است مانند سوق دادن دانشجویان به مطالعه بیشتر نه ملاقات در کافی شاپها، ترقیب اساتید برای فعالیت بیشتر نه درس دادن از روز متن و دیکته گفتن، گوش زد کردن به محققین برای کار بیشتر نه ترجمه و صدها مورد دیگر که می توان به این موارد اضافه کرد. ولی در کل به همه روزنامه نگاران و به خصوص غیرحرفه ای ها خسته نباشید می گویم.
به امید تحقق اینها و دیدار بعدی یا علی
با عقل نه با احساس
سلام در این پست می خواهم درباره انتخابات صحبت کنم؛ نه فرار نکنید، آره قبول دارم این چند وقته آنقدر از رادیو و تلویزیون شنیدید و در روزنامه ها خواندید که از هر چی انتخاب و صندوق رای، داره حالتون به هم
می خوره عیب نداره اندکی تحمل بایدش.
ولی من می خواهم از زاویه ای دیگر درباره انتخابات صحبت کنم و اولش کمی مقدمه می گم؛ حالا بریم سر اصل مطلب:
انتخابات عین دموکراسی نیست ولی بخش مهمی از آن است(به قول فلاسفه علت لازم دموکراسی است نه علت تامه) به خصوص برای کشور ما که هنوز دارد مشق دموکراسی می کند و در زمان هایی خوب بوده و زمانهایی ضعف هایی را حس کرده ولی در کل این مشق با کمی غلط که می شه با مسامحه آنها را ندید، خوب املا شده و ما باید در راه تقویت این امر با حضور در پای صندوق ها به این املا کمک کنیم اما آیا صرف حضور کافی است یا نه؟
به نظر من حضور در پای صندوق ها بدونه مطالعه بر روی نامزدها نه تنها درست نیست بلکه خیانتی شدید است زیرا باعث می شود افرادی به مجلس که رکنی اساسی در نظام جمهوری اسلامی است راه یابد، و کسانی که بدونه مطالعه به آن نامزد رای داده اند در پیشگاه ملت مسئولند.
نکته دیگر اینکه باید کاملا پرهیز کرد از احساسی رای دادن، بگذارید کمی توضیح دهم: احزاب قطعا می خواهند کرسی های بیشتری در مجلس به دست آورند و به این خاطر از روشهای مختلفی استفاده می کنند که یکی از این روشها استفاده از احساسات مردم است. مثلا افرادی که به علت حادثه ای مثلا دستگیری به وسیله آمریکا در عراق یا نمونه های دیگر که متاسفانه در لیست بعضی احزاب مشاهده می شود - این افراد انسانهای بسیار شریفی هستند اما خب به کار مجلس نمی آیند - که عموما هم از اهالی رسانه ها هستند.
روش دیگر در بازی با احساسات استفاده از شعارهایی است که دست بر روی نیازهای اساسی ملت می گذارد که بخصوص در مسائل مالی و به ویژه در مناطق محروم مشاهده می شود مانند پرداختی مبلغی و نمونه های دیگر که همه آنها را می دانیم.
اما مسئله دیگر نحوه انتخاب کاندیدای مورد نظر است؛در این کار دو روش متصور است:
1) حضور در جلسات و پرسش از نامردها که در ایران چندان ظهور و بروز ندارد.
2) توجه به شعار های تبلیغاتی(که با توجه استفاده بیشتر از این روش کمی در مورد آن بحث می کنیم)
برای این کار از یک حدیث با این مضمون استفاده می کنم که گمان دارم از حضرت صادق(ع) باشد و آن اینکه؛ اگر سخنی از معصومین دیدم که با قرآن عقل مطابقت ندارد آن را به دیوار بکوبیم چون جعلی است و از این بزرگواران نیست و در مورد شعار ها هم این نکته صدق می کند وقتی وعده ای و شعاری در انتخابات استفاده می شود که اصلا در حیطه ی وظایف وکلای مجلس نیست و اصلا آن شعار با عقل نمی خواند مثالی که می خواهم بزنم بر می گردد به تجربه شخصی خودم که حدود 4 یا 5 سال پیش زمانی که در دبیرستان درس می خواندم اتفاق افتاد و آن اینکه در انتخابات مدارس یک دانش آموزی وعده داده بود رو به روی مدرسه یک پل هوایی بسازد، گاهی شعار ها نامزدها به همین اندازه کودکانه است.
انشاالله که رای دهیم و این کار را با عقل انجام دهیم نه با احساس
راستی مب خواهم از پست بعدی قبل از شروع هر مطلب؛ جمله ای یا حدیثی یا تک بیتی زیبا بنویسم. از شما تقاضا دارم اگر اگر نمونه های زیبایی دارید برای ما بفرستید. متشکرم
